Daisypath Anniversary tickers

 

                                                                                           Daisypath Friendship tickers
                 

آرشيو مطالب

شهریور ۸٩

امرداد ۸٩

تیر ۸٩

خرداد ۸٩

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

موضوعات

روزنوشت (٢۳)

وسایل خونه عشق (جهیزیه) (٩)

خاطرات به روایت قلم (٥)

خاطرات به روایت تصویر (۱)

داستان حماسه عشق ما (۱)

لینک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

|||| لینک دوستان در وبلاگ اصلیم ||||

وبلاگ اصلی ما (عشق بیدار)


نويسندگان

یاس رازقی و بهارنارنج


صفحات وبلاگ

درباره وبلاگ



درباره :همانطور که بسیاری از شما دوستان میدانید از 4 سال پیش وب نوشته های عشقم را در "عشق بیدار" http://formyramin.blogsky.com نوشته ام . آنجا حریم امنی بود و هست. حس زیبایی برایم دارد. انگار مقدس است. آنقدر مقدس که دلم نمی آید در آن از مادیات و دغدغه های انسانی چیزی بگویم. اما خلایی را در ورای عاشقانه نوشت های مجازی ام حس کردم. دلم میخواست از خاطراتم بگویم. از برنامه ریزی های عمومی برای فراهم نمودن یک زندگی زیبا در کنار عشقی که پس از سال ها سختی به یکدیگر خواهیم رسید. از شور و نشاط پر شور این روزهایم. پس این وبلاگ را تنها به این موضوعات اختصاص خواهم داد. گرچه خاطراتم را کامل تر از اینجا در جای دیگری نیز ثبت میکنم...
پروفایل مدیر : یاس رازقی و بهارنارنج



مطالب پیشین

خانه به دوش!

بازم طولانی

سفرنامه اصفهان - 15 تا 24 مرداد89

یه مدت نیستم

اتمام پروژه ی T

شروع تعطیلات

آخر این پست مهم تره!

حرکت تازه

سفرنامه ی مشهد

کوتاه نوشت
 
امکانات جانبی

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin






و خدایی که در این نزدیکیست...

عصر رامینم تماس گرفت و طبق معمول کلی با هم حرف زدیم. یک ساعت و ۴٠ دقیقه!  سر چی؟ در مورد آینده مون... کار من... کار اون... خونمون... وسایل خونه مون... ادامه تحصیل...

البته قبلا هم سر این مسایل حرف زده بودیم. اما میطلبید بیشتر روش بحث کنیم. بخصوص برای ذهن بهونه گیر من! تصمیم های مهمی گرفتیم. پشتوانه هایی برای هر یک از تصمیم هامون قرار دادیم.

فقط از یه موردش اینجا میگم. موضوع کار خودم(برای اون ها که نمیدونن عرض کنم که بنده کارمند یه اداره ی دولتی هستم و بهم انتقالی نمیدن) . قرار شد فعلا تا قبل شروع زندگی مشترک من همینجا دلگرم و علاقه مند به کارم برسم. و شدیدا آگهی های استخدام اصفهان(محل زندگی آینده مون) رو پیگیری کنم. از شما هم میخوام اگه اطلاعاتی داشتین کمکم کنین. فعلا پیگیر بخش خصوصی نیستم. چون رشته(کامپیوتر) و تخصصم جوریه که تو بخش خصوصی خیلی راحت کار گیر میارم. برای همین فعلا پیگیر کار دولتی میشم. اگه تا قبل هم خونه شدنمون همچین کاری تو اصفهان جور شد از اینجا استعفا میدم و میرم اونجا. اینجوری میتونیم حتی اگه هنوز عروسی هم نگیریم لااقل هم خونه باشیم. خیلی برام دعا کنید این مورد محقق بشه...

این سری که برم پیش همسری تصمیمون بر برنامه ریزی برای خرید چند تا از تیکه های برقی وسایل خونه ی عشقه. میخوایم به امید خدا همه ی وسایل رو با هم بخریم. امروز یه سری به یکی از انباری ها خونه زدم. کلی از وسایلی که مامانم قبلا برام خریده بود اونجا بود. نمیتونستم عکس بگیرم چون نور کم بود. خیلی وقت بود ندیده بودمشون! کلی ذوق زده شدم. بعضی هاشو خیلی دوست داشتم. وی بعضیهاش نیاز به خریدش نبوده و یا قصد دارم طرح دیگه اش رو بخرم.

آخر هفته ی دیگه میرم پیش رامینمبغل. برای آزمون آموزش و پرورش شرکت کردم و هفتم باید اونجا باشم. فقط دعا کنید برنامه ها به هم نخوره. چون میخوام سه چهار روزی مرخصی بگیرم. و همین کار رو مشکل میکنه. از این طرف عروسی این دختر فامیلمون که تو پست قبل ازش حرف زدم هست و از اون طرف یه شیفت کاری شدید که ممکنه روزهایی که رئیس بهم مرخصی بده با هم جور در نیاد. "توکل به خدا..."

+ این روزها دارم روی اعتقاداتم کار میکنم...

+ از فردا یه دوره ی کاری پرکار برام شروع میشه. تا حوالی ٧ تیر حسابی درگیرم. نمیدونم چقدر میتونم آپ کنم و چقدر میتونم کامنت بذارم. اما بدونید به یاد همتون هستم...


کلمات کلیدی : روزنوشت

نوشته شده توسط یاس رازقی و بهارنارنج در ۱۳۸٩/٢/٢٧

نظرات ()




Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by formyramin This Themplate By Theme-Designer.Com