لحظه ی دیدار نزدیک است

خیلی خوشحالم اونقدر که نمیتونم کلماتو جمع و جور کنم. بی خیال ادبیات. به جهنم که کلماتم مرتب نباشه. اصلا به جهنم که دنیا به هم بریزه!! مهم اینه که دوباره از جاده بوی عشقم میاد. اشکام ریخت!!! رامینم میاد... فردا شب میرسه. حالا حتما میتونید تصور کنید از امشب تا فردا شب بهمون چی میگذره! حس میکنم نمیتونم تا فردا شب صبوری کنم. مث بچه ها پیش خودم میگم صبح بشه بیدار شم. دوباره شب بشه. بعدش میاد!!! خدا کنه فردا سر کار سرم شلوغ باشه و متوجه گذشت زمان نشم!! اوووووووه راستی فردا عصر برا اومدنش کلی کار دارم !

خدایا شکرت

/ 9 نظر / 16 بازدید
هلیا

به به !!!!!!!!!!! هوووووووووراااا عزیزکم ممنونم که در هر حالو هوایی که هستی هوای منو داری عزیزم....منم خوبم و دلم به همین عاشقانگیها خووشه دیگه خیلی خوشحالم ...برو و حسابییییییی خوووش بگذرون و از عشق لبریز باش مهربونم

هلیا

تششششششششششششششششششوووویییققق همسر دوست من داره میاد ...هووووووووووورااا[هورا][هورا][دست][هورا][هورا][دست][هورا][هورا][دست][هورا][هورا][دست][هورا][هورا][دست][هورا][هورا][دست]

زهرا

سلام بانو خوبی شما؟ خوشحالم که یارت میاد و خوشحالم که تو خیلی خوشحالی. راستی دیگه فیلتر نیستم می تونی بازم بهم سر بزنی منتظرتم [لبخند]

شیما

سلام عزیزم....خیلیییی خوشحالم از اینکه این روزها کنار عشقت بودی و حتما خاطره های به یاد موندنی با هم ساختید.... دعا میکنم مثل همیشه....دعا میکنم که صبرتون هر چه زودتر به نتیجه بشینه و روزهای با هم بودنتون شروع بشه شاد و عاشق باشی عزیزم

ساسا

من دیر کردم...الان پستتو خوندم...امیدوارم در کنار هم مثل همیشه شاد و عاشق باشید...

SIMA

وااااای خیلی خوشحالم برات عسیسی به گمونم داری خوش می گذرونی دیگه ما رو یادت رفته!

زهرا

سلام خانمی . خوشحالم که شادی . امیدوارم که همیشه این زندگی برات شادی و عشق به ارمغان بیاره . عزیزم خوش بگذره [قلب][ماچ]

ثریا

سلام عزییییییییییییزم خوبی ؟ این خیلی خوبه که پیش هم هستید . من همیشه از دیدن دو نفر که با عشق واسه دیدن هم انتظار می کشن هیجان زده میشم . راجع به سوالی که پرسیده بودی . حتما جواب میدم . می دونی نزدیک عروسی ممکنه خیلی چیزها پیش بیاد اما شوق رسیدن به کسی که دو ساله همش ازش دور بودی و واسه وصالش لحظه شماری کردی واقعا ادمو مست می کنه . من تو این روزها فقط گاهی اونم کوچولو کمی عصبی شدم اونم به خاطر چیزهای الکی . خوشبختانه از طرف خانواده ی خودم اصلا مشکلی نداشتم چون مادر و پدرم واقعا تکیه گاه خوبی هستن و حتی سعی می کنن همیشه منو آروم کنن تا خوشی این روزها برام تلخ نشه . فرشاد هم روحیه اش خیلی خوبه و بهم روحیه میده . اگر هم مسئله ای پیش بیاد به من نمیگه تا ناراحت نشم . البته از طرف خانواده ی اون هم مشکل چندانی نداشتیم . اما واقعا می دونی دوستم این روزها اونقدر شیرین و خاطره انگیزه که مشکلات شادی اون رو کمرنگ نمی کنه . واقعا نمی دونی چه احساس خوبی دارم . این روزهای اخر اصلا برام نمی گذره . ایشالا خودت به زودی تجربه اش کنی عزیزم . حتما از خونه و این چیزها عکس می زارم اما فعلا چون از کام خواهرم آپ کردم عکسا دم دستم نی

ثریا

راستی یادم رفت بگم توی این روزها باید سعی جز به خودت و عشقت فکر نکنی به اینکه مرد خونه ات همیشه پیشته و دیگه ازش جدا نمیشی . این فکرا نمیزاره که از چیزی برنجی و روحیه ات خراب بشه